زندگي واسه ما آدما مثل دفتره ??? برگه اولش رو خوش خط می نویسی و دوست داری به آخرش برسی وسطاش خسته میشی بد خط می نویسی و هی برگه حروم می کنی اما آخرش که رسید جا کم میآری و حسرت می خوری که چرا برگه هاشو حروم کردی . 
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 14:32 توسط opal |
راهبی تنهایم خلوتی ساخته ام در دل خود و در این تنهایی غرق در ذکر توام خط خیسی که مرا رسم به رخسار شده نخ تسبیح دعایم شده است قطرات اشکم دانه های تسبیح من بدین سبحه هزار و یک شب نام تو ختم نمودم صد بار و در این پالایش هر چه جز یاد تو از خاطر من کوچ نمود ... 
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 16:38 توسط opal |