وسکوت....
زیباترین آواز در سمفونی تنهایی
در اوج فرو رفتن در خویش
در اعماق قله ی رهایی
به هنگامی که نمیبینی آشنایی که ببیند تورا
که برهاند تورا از قفس بغض
که بپرسد:
( ( به کدامین جرم به دیار تنهایان تبعید گشته ای؟))
کاش گوشی .سکوتم را میشنید!!!!




+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 16:52 توسط opal |
دلم گرفته است ...
دلم گرفته است ...
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده شب می کشم
چراغهای رابطه تاریکند ...
چراغهای رابطه تاریکند ...
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد ...
پرواز را به خاطر بسپار ...
پرنده ... مردنیست![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 15:16 توسط opal |